خرید خونه....
سلام مامانییییییییی...... دیروز(03/05/90) بالاخره قسمتمون شد و خونه خریدیم.......... بعد از 2 ماه گشتن.......بالاخره ساعت 10 شب قرارداد نوشته شد. دیروز وقتی بابا حمیدرضا جون میخواست بره دفتر املاک منو هم با خودش برد که به واسطه من پسرش هم توی معامله خونه شرکت داشته باشه...... آخه به خاطر رادین جونمون بود که بابا حمیدرضا تصمیم گرفت خونه رو عوض کنه.......... یادت باشه وقتی بزرگ شدی برای بابا جون جبران کنی پسر نازم.بابایی خیلی به فکرته و برات زحمت میکشه...... امروز یه کم خیالش راحت شد و بهتر میتونه به کاراش برسه..... امیدوارم خوش قدم باشی، مخصوصا برای بابا جون........... ...
نویسنده :
مامان یاسمن و بابا حمیدرضا
14:44


